تبليغاتX
چشم به راه

چشم به راه


بسم رب الامام الغریب (عج)



چو بخت نیست شایسته وصال تو باشم

صبر میکنم من و خرسند با خیال تو باشم.

برای بردن دل تاب داده گیسو را

طناب کرده به قصد هلاک من مو را

مگر زتیر نگه قصد جان من کرده؟

که تا به گوش کشیده کمان ابرو را

به خنجرم زدو شرمنده ام از او تا حشر

که بحر کشتن من رنجه کرده بازو را




 

کشدم عاقبت این درد که این چشم سیه

چشم لطفش سوی غیر است نگاهش به من است

.

.

.

حق با تو بود گر به دلت مهر من نبود

یوسف که پای بند زلیخا نمی شود

نوشته شده در سه شنبه 1391/02/26ساعت 12:42 توسط یک منتظر| |

بسم رب المهدی (عج)




1-((يمان تمّار)) مي گويد : نزد امام صادق « عليه السلام » نشسته بوديم كه به ما فرمود ،صاحب الامرغيبتي خواهد داشت كه اگر كسي بخواهد در آن دوره ديندار بماند سخت در مشقت و در معرض مشكلات است و سپس فرمود : صاحب الامر غيبتي دارد و بنده خدا براي حفظ دينش بايد تقوي الهي را پيشه كند و دو دستي به دين بچسبد.

 

2-((يونس بن يعقوب )) از معتمدانش از امام صادق«عليه السلام » نقل مي كند و فرمود؛ درچه حالي به سر خواهيد برد در روزگاري كه امامتان را نشناسيد ؟ به آن حضرت عرض شد اگر چنين شد چه بايد كرد ؟ فرمود : از دستورات امام سابق پيروي كنيد تا وقتي خداوند او را ظاهر كند.

 

3-((عبد الله سنان)) از امام صادق نقل مي كند كه ، امام صادق «عليه السلام » فرمود : شبهه اي دامنتان را خواهد گرفت و به حيرتي دچار خواهيد شد .نشانه هدايت و امام وراهبرتان ديده نخواهد شد و در آن هنگام بر كسي كه مانند غريق نا اميد از همه جا، دست دعا به درگاه پروردگار بردارد كسي ديگري نجات نخواهد يافت عرض كردم دعا غريق چگونه است ؟

 

 فرمود؛ غريق مي گويد :

{ يا الله يا رحمن يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك{

 

4-((يونس بن عبد الرحمن)) مي گويد : حضرت موسي بن جعفر«عليه السلام » فرمود؛ خوشا بحال آن عده از شيعيان ما كه در دوره غيبت قائم ما، به محبت ما چنگ انداخته و بر ولايت ما و بيزاري از دشمنانمان استوارند , آنها از ما هستند و ما از آنها هستيم آنها به امامت ما خشنودند و ما از شيعه بودن آنها خشنوديم خوشا به حال آنها و بهشت گوارايشان باد ،به خدا قسم اينان در روز قيامت هم درجه ما هستند.


5-((عبد العظيم حسني)) مي گويد : امام جواد«عليه السلام » فرمود؛ قائم ما همان مهدي«عج» است كه بايد در دوره غيبت انتظارش را كشيد و پس از ظهور از او اطاعت كرد و سپس فرمود ؛ برترين اعمال شيعه ما انتظار فرج است .


6-((ابو خالد كابلي)) نقل كرده است : برترين مردم، مردم دوره غيبت كه به امامت امام غايب معتقد و منتظر ظهور آن حضرت هستند. زيرا؛خداي تعالي به ايشان عقل و معرفتي داده است كه ،براي آنها غيبت مثل مشاهده است و خداوند آنها را مثل كساني كه در كنار رسو ل الله «صلي الله عليه واله » شمشير زده اند قرار داده است .آنها جداً دينداران ناب و پيروان راستين ما در آشكار و نهان ،خواننده به دين خدا هستند و فرمود :انتظار فرج بزرگترين فرج است.


8-((زراره)) از امام صادق« عليه السلام » نقل مي كند: « گفتم فدايت شوم اگر من آن دوره غيبت را درك كردم چه بكنم فرمود؛ اي زراره اگر آن دوره را درك كردي هميشه اين دعا و در خواست را داشته باش.
خدايا خودت را به من بشناسان اگر خودت را به من نشناساني پيامبرت را نخواهم شناخت ؛ خدايا رسولت را به من بشناسان كه اگر او را به من نشناساني حجت و وليت را نخواهم شناخت . خدايا حجتت را به من بشناسان اگر حجتت را به من نشناساني در دينم به گمراهي خواهم افتاد.


ايمان و عمل صالح ملاك منتظر واقعي است و هر كس به چيز ي اميد دارد،بايد طبق آن عمل كند.

{ يا ايها الذين آمنوا اصبروا وصابرو و رابطوو اتقوا الله لعلكم تفلحون{


((  اي اهل ايمان در كار دين صبور باشيد و همديگر را به صبر و مقاومت سفارش كنيد و مهيا و مراقب كار دشمن بوده و خدا تر س باشيد تا رستگار شويد  ))

 


بر گرفته از وبلاگ چشم انتظاران منتظر

نوشته شده در سه شنبه 1391/02/19ساعت 2:14 توسط یک منتظر| |


بنام مرحم زخمهای خاموش


حکمتای عجیبی در عالم در گردشه که خیلی کمند کسایی که این حکمتا رو متوجه بشن، شاید همه روزگار به دور این حکمتای ناب در گردشن و چه سرگشته هایی که آب در کوزه و گرد جهان گشتن و با تن فرسوده از این دنیا هم رخت بستن، حکمتی مثل دلتنگی برای کرببلای حسین در شبای دهه فاطمیه،

از من نیاز می رسد و از تو ناز

عجب دردسری شده سفر کربلای ما


شاید اگه برای یه بار به معنی و تفسیر زیارت عاشورا دقت کرده بودیم می فهمیدیم دلیل این دلتنگیا چیه و چرا تو زیارت منسوب به عاشورا لعن می کنیم به اولین کسی که ظلم کرد در حق محمد (ص) و خاندانش، اونوقت درک این موضوع راحتتر بود که مظلومیت و داستان کربلا از کوچه بنی هاشم شروع شد، وقتی مادر با اصابت سیلی به زمین خورد و تن رنجور و کم توان حسن (ع) با همه خروش غیرتی که داشت نتونست دست اون حروم زاده رو از صورت مادر کوتاه کنه، و تنها زار می زد و مشت به دیوار می کوفت از همه بدتر اینکه نمی تونست به پدر دلیل خمیدگی مادر رو بگه ...

عاشورا از فاطمیه شروع میشه و با پرواز کبوترای بقیع به اوج می رسه.

مادر ما که مزاری نداره،

آخ کربلا

کاش این دل بی تاب با در آغوش کشیدن یه مزرا شش گوشه آروم بگیره.

نوشته شده در پنجشنبه 1391/01/31ساعت 12:51 توسط یک منتظر| |

بسم رب الزهرا (سلام الله علیها)


زیر باران، دوشنبه، بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

قبلا این صحنه را ... نمی دانم!


آه سردی کشید، حس کردم

پسر کوچکش رسید از راه

گفت: آرام باش چیزی نیست!

به گمانم فقط کمی کمرم ....

دست من را بگیر ..... گریه نکن....



صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن! این صدای روضه کیست؟

طرف کوچه رفتم و دیدم

در و دیوار خانه ای مشکی ست

.

.

.

با خودم فکر می کنم حالا

کوچه ما چقدر تاریک است.

          .....گریه.....

             ......مادر.......

                                                       ......دوشنبه........

                                                                                    ........در.......

                                                                                                           .......کوچه........


راستی! فاطمیه نزدیک است...



کاش جای کبوتری بودم ....

آه، تنهای همیشه غریب، ای مادر ....


نوشته شده در سه شنبه 1391/01/29ساعت 1:21 توسط یک منتظر| |

بسم رب امهدی (عجل الله تعالی فرجه)



 

سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم

چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم

در بزم وصال تو نگویم زکم و بیش

چون آینه خو کرده به ویرانی خویشم

لب باز نکردم به خروشی و فغانی

من محرم راز دل طوفانی خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی

عمریست پشیمان زپشیمانی خویشم

از شوق شکر خنده لبش جان نسپردم

شرمنده جانان زگران جانی خویشم

بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر

افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هرچند امین، بسته دنیا نیم اما

دلبسته یاران خراسانی خویشم ....... 


نوشته شده در دوشنبه 1391/01/28ساعت 2:4 توسط یک منتظر| |

 بسم رب المظلوم کربلا



دوباره مرغ روحم هوای کربلا کرد

دل شکسته ام را اسیر و مبتلا کرد


زسرگذشت اشکم به لب رسییده جانم

که هر چه کرده با من فراق کربلا کرد


فدای آن شهیدی که از جفای قاتل

سرش به نیزه رفت و به شیعیان دعا کرد

حسین حسین حسین جان ...



کسی با درد ما درد آشنا نیست

حسین ما فقط سهم عاشورا نیست

حسین حرف تمام دردهای عالم است

مرحم بروی زخم و درد و ماتم است


حسین


عجب دردسری شده سفر کربلای تو........

آه کربلا منو دوباره از خود بیخودم کن........






نوشته شده در چهارشنبه 1391/01/23ساعت 18:6 توسط یک منتظر| |


بسم رب الفاطمه (س)



تعدی به حریم فرزند پیامبر سنگین تر است یا نوه پیامبر؟
مادر در کربلا هیچ زنی میان درودیوار قرار تمی گیرد.
خودت گفته ای ما حداکثر تازیانه  می خوریم اما میخ اهنین بدن هایمان را سوراخ نمی کند.
نگو گریه نکن مادر! باید مرد در این مصیبت باید هزار بار جان داد وخاکستر شد.
نگو که روزی سخت تر از عاشورا نیست.
در عاشورا کودک  شش ماهه به شهادت می رسد اما توکودک نیامده ات -
محسن ات- به شهادت رسید.
من دیدم که خودت را در آغوش فضه انداختی وشنیدم که به او گفتی مرا بگیر فضه که محسن ام را کشتند.
هنوز آب تغسیل پیامبر خشک نشده خانه اش را اتش زدند ان اتش که عصر عاشورا به خیمه ها می گیرد مبداش اینجاست.
دختر اگر درد مادرش را نفهمد که دختر نیست.
من کربلا را میان درو دیوار دیدم وقتی که ناله تو به اسمان بلند شد.
در کربلا دشمن به روشنی خیمه کفر علم می کند اما اینها با پرچم اسلام آمدند گفتند از فتنه می هراسیم کدام فتنه بدتر ازاین؟
...
توباز نتوانستی تاب بیاوری خودت نمی توانستی به روی پا بایستی اماامامت راهم نمی توانستی در چنگال دشمنان تنها بگذاری
خود را باهمه جراحت ونقاهت از جا کندی وبه دامن علی آویختی
من نمیگذارم علی راببرید
نمیدانم تازیانه بود غلاف یا شمشیر بود چه بود؟
عمر انقدر بر بازو وپهلوی مجروح تو زد که تو از حال رفتی ودستت رها شد.
 من نمیدانم باکدام توان به سوی مسجد دویدی ووقتی علی رادر چنگال دشمنان دیدی وشمششیر را بالای سرش فریاد کشیدی
ای ابوبکر دست از سر پسر عمویم برنداری  سرم را برهنه می کنم گریبان چاک می زنم وهمه تان را نفرین میکنم بخدا نه من از ناقه صالح کم ارج ترم ونه کودکانم کم قدر تر.
همه وحشت کردند ای وای اگر تونفرین می کردی!
ای کاش نفرین می کردی!
پدر به سلمان گفت برو ودختر رسول الله رادریاب اگر اونفرین کند...
توفریاد زدی علی را خلیفه به حق پیامبر رادارند میکشند...
اگرچه موقت دست از سر علی برداشتند ورهایش کردند.
ومن نمیدانم کدام توان تورا برپا نگاه داشته بود.
تواز علی خسته تر وعلی ازتو خسته تر تواز علی مظلوم تر وعلی از تو مظلوم تر.
هردو به خانه آمدید اما چه امدنی.
توچون کشتی شکسته پهلو گرفتی.
وپدر درست مثل چوپانی که گوسفندانش داوطلبانه خودرا به اغوش مرگ سپرده باشند غم آلوده حسرت زده ودر عین حال خشمگین خود رابه خانه انداخت.قبول کن غم عاشورا هر چه باشد به این سنگینی نیست.
پدر به هنگام تغسیل روی تورا خواهددید وبازوی تورا وپهلوی تورا.
وپدر را ازاین پس هزار عاشورااست.
..

برگرفته از کتاب کشتی پهلو گرفته سید مهدی شجاعی





نوشته شده در یکشنبه 1391/01/20ساعت 17:49 توسط یک منتظر| |

بسم رب المهدی (عج)


عید است ولی بدون او غم داریم .....

نوشته شده در یکشنبه 1390/12/28ساعت 14:4 توسط یک منتظر| |


می روم بار دگر مستم کند

 بی سر و بی پا و بی دستم کند

شهدا این قدمهای آلوده بازم دارن میان تا تو قرارگاه معراج شما به پرواز در بیان

دریابید که با دنیای آلودگیها دارم میام

همه سال منتظر این روز بودم تا بیام جایی دور از دنیا و با شما بی پرده صحبت کنم

دلم تنگ شده بود برای ذره ذره خاکی که عطر اشکای شما رو داشت

من که هیچ وقت یاد نگرفتم خوب باشم

ولی با شمایی که خوبی صحبت دارم

منو ببرید از همه عالمی که با شما و خوبیایی که داشتین فاصله داره

خوبی آدمای امروزی رنگ و بوی دیگه ای داره



همه دلخوشیم به همین آیه قرآنه که گفته

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا

دلم خوشه که دارم با کسی که داره منو میبینه

منو میفهمه

بهتر از همه میتونه کمکم کنه

دستمو بگیره

... صحبت می کنم.

دلم خوشه کمکم می کنین

میشه دست کسی مثل منم گرفت

و از دنیاییکه توش غرق شده بیرون کشید؟

اصلا چیزی از من مونده؟

شهدا دنیا فرسودم کرده

سیرم از همه شکستنا

سیرم از همه عهد شکستنا

سیرم از همه فاصله هایی که گرفتم



میشه منو با خدا آشتی بدین...............؟

............. دلم براش تنگ شده................

میخوام دوباره حسش کنم


منم ببرید پیشش

من روم نمیشه خودم سرمو بالا بگیرم

کمکم کنید

دوری سخته

خیلی سخته....

این دنیا با همه قشنگیاش برام زشت و تنگه

دیگه نمیتونم نفس بکشم



یه روزگاری می گفتن تک خوری ممنوع

درسته لاک پشت پر پرواز نداره

آهای همه شماهایی که خوب خدایین

به ما گفتن لاک پشتها هم پرواز میکنن.

هر چند سنگین و بی بالند.....

دریاب ضعیفان را

در وقت توانایی



نوشته شده در چهارشنبه 1390/12/17ساعت 18:3 توسط یک منتظر| |


بسم رب المهدی (عج)

اسير مانده ايم در بهانه هاي پاپتي
و ميله هاي آهنين و عشق هاي ساعتي

حوالي نگاهمان دوباره صف کشيده است
صداي تيک  تاک غم , شماره هاي صنعتي!

امان از اشتباه هاي نا تماممان , همان
تفاخر هميشگي به هيچ هاي قيمتي!

ميان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق؟
نمانده در تسلط همان هبوط لعنتي!

کسي نيامد از تبار انتظارمان ببين
که مانده ايم سخت در هجوم بي لياقت!

 

 

میخواهم با تو صحبت کنم، با تو که تمام بودنی و به زبان منی که در تیر رس تمام نبودنها، منی که سنگینی یک خواب نا تمام مجال چشم گشودنم نمی دهد. خسته و خواب آلود در امواج مهیبهای مبهم رها شده ام، نه صاحبی، نه ولایی، کجاست دست دعا!

به من نگو که تو هستی تمام هستی عالم

نگو تو منتظر من نشسته ای که بیایم

نگو که مرا هم میبینی، نگو که منتظرمنی که برگردم، کدام راه رسیدن کدام پای توانا! خدای من تمام دورو برم پر از گم شدنهاست، کجای قافله مسیر کجی به من داد و گم گشتم، نگو که منتظری راه برگشتم نیست، تمام مسیر را بدور از تو گشتم و گم گشتم، چطور شد که من اینجام و این چه مکانیست! تو که میبینیم بگو که من کجا هستم، بگو ولی منتظرم نباش تا که برگردم، بقدری از تو دور شدم که تا برگردم از این قافله بار خود بربستم، برو و منتظرمن نباش شرمنده ترم نکن جانم، چه احتیاجی از تو به این تن خسته و این بیشرمیست؟ تو این چنینی و این را خوب میدانم، تو صاحب منی و خوب میدانی، تو نخوانی، تو نگیری دو دست خسته من، تو رها کنی کار من تمام تمام است... کاش ذره ای از مهربانیت را داشتم و دلم میسوخت، به حال چشمهای گود افتاده و اشک و فغانت، خدای من، اگر میرسد به تو صدای من کاری کن، گناه مهدی من چیست از گناه من، چرا اینقدر زجر میکشد؟ کمی از مهرش کم کن، یا که حساب اعمال مرا نگذار در دستش، یه دعای دیگری هم دارم کمی صبر کن خدای سمیعم، نمیدانم که میشود یا نه ولی از تو میخواهم، ببخش و ببخش و ببخش بار گناهم که خون نشود دل مهدیم یکبار، به من که شیطان مجال ایست نداد و من هم ... . چنان پا به پای او رفتم ورفتم که گم گشتم. صدایی از دوری که کمی آشناست می آید، چه صدای غریبی و چه لحن عجیبی، صدا فریاد میکند: هل من ناصر ینصرنی؟ ولی گوش من کم شنواست، چطور خود را برسانم چطور یار شوم؟

حسین جانم کمک کن ........

من جز تو مولایی ندارم                         جز کربلا جایی ندارم

 

 

نوشته شده در یکشنبه 1390/12/14ساعت 10:28 توسط یک منتظر| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody
لوگوی دوستان